نایس رمان
دانلود رمان جدید
دانلود رمان حکم دل از فاطمه هاشمی
خلاصه کتاب
روایتگر زندگی دختری به اسم آیلا آیلا دختر ۱۷ ساله خیلی شر و شیطون که معمولا همه دوسش دارن یه زندگی خیلی عادی داره تا جایی که خان روستا به آیلا علاقه مند میشه و ازش خاستگاری میکنه ولی دختر قصه هیچ علاقه ایی به ارباب زور گو و زندگی تو عمارتش نداره از طرفی فرهاد خان عاشق آیلاست و بلاخره خان هرچی که میخواد و به دست میاره
دانلود رمان خواهر خوانده از صدیقه سادات محمدی(نگار)
خلاصه کتاب
پاییز از راه رسیده بود و هوا سرد و شیشه‌های ماشین عرق کرده بود. حسام پشت فرمان ماشین، به انتظار سبز شدن چراغ راهنما نشسته و چشم به دختر بچه‌هایی داشت که بین ماشین‌ها در گردش بودند. یکی فال می‌فروخت و یکی گُل، دیگری اسپند دود می‌کرد و گاهی شیشه‌ی ماشینی را با لُنگ پاک می‌کرد. دختر بچه‌ای هفت، هشت ساله که از شدت سرما گونه‌ها و بینی‌اش سرخ شده بود، نزدیک ماشین آمد. موهای آشفته‌اش از کناره‌های روسریِ رنگ و رو رفته‌ای که روی سر داشت، بیرون ریخته بود و لبخند به لب داشت. با انگشت‌های ظریفش به شیشه‌ی ماشین زد و گل‌های رز قرمز را بالا گرفت و با لحن شیرینی ملتمسانه گفت: – آقا گل نمی‌خوای؟ بخر واسه خانومت ببر خوشحالش کن. حسام از شیرین‌زبانی دخترک لبخند روی لبش نشست، شیشه را پایین داد و گفت: – چه گل‌های خوشگلی، چه دختر خوشگلی! اما من که خانوم ندارم. دخترک با همان لحن شیرین و پر از شیطنت لب باز کرد: – نامزد چی نداری؟ مامان که داری؟ اصلا یه نفر هست که دوسش داشته باشی دیگه مگه نه؟! حسام دسته گل را از دخترک گرفت، با تلخندی جواب داد:
دانلود رمان تیامدا از معصومه رحمتی علمی
خلاصه کتاب
در هاله‌ای از ابهام به آرامی از جا برخاست و در کنج اتاق جای گرفت. منتظر بود؛ منتظر بود تا بیاید و او را با خودش ببرد. گردنبند را در دستش فشرد، به جسم بی‌جانِ روی تخت خیره شد و مابین دندان‌های کلید‌شده‌اش زمزمه کرد: -باید بیای، باید بیای و من رو ببری، باید راه رو به من نشون بدی، من منتظرم، منتظر… تو باید بیای، من کارهام رو انجام دادم، کار دیگه‌ای ندارم، اگر تو نمیای که خودم راهی برای اومدن پیدا کنم! ناگاه صدایی ظریف، سکوت اتاق را در هم شکست. -باید زندگی کنی، زندگی! اما چگونه زیستن، تعریفش با توست! سال ۲۰۱۸ میلادی انگلستان/ لندن «من قضاوتت نمی‌کنم، چون قضاوت کار من نیست؛ منِ نویسنده، فقط «مَنَم» را نقد می‌کنم تا به منِ آرمانی‌ام نزدیک شوم و تویی که این منِ نوشته را می‌خوانی، یک «من» دگر هستی؛ و بین این من‌ها، چه جدال بی‌جدالی است… تو را نمی‌دانم اما من، «من» می‌مانم!»
دانلود رمان زیرنویس نگاه تو از آروشا سیف
خلاصه کتاب
دلارام در پی انتقام از گذشته میان کابوس هایش زندگی میکند ولی با دزدیده شدن خودش و خواهرانش توسط پسرانی زخم دیده تمام کابوس ها به حقیقت تبدیل میشوند…
دانلود رمان در انتظار تو از نیما صمدیان
خلاصه کتاب
داستان در باره دختری به نام سوگل هستش که بردار و مادرشو در یه حادثه تیر اندازی از دست میده. که خب توی داستان کاملا مشخص میشه که چرا این اتفاق میوفته. دختر داستانمون برای بدست آوردن تمرکز و روحیه اش مدتی رو از دانشگاه مرخصی میگیره. توی این مدت سه برادر از شیراز انتقالی میگیرن به تهران. برگشتن سوگل به دانشگاه سرآغازی میشه برای آشنایی با این برادرا که اتفاقات جالب وحتی تلخی رو برای شخصیت های داستان رقم میزنه.
دانلود رمان اقتدا کن از ا.اصغرزاده
خلاصه کتاب
عاشقی در پی دیوونگی.. دختری که با چشم خودش شاهد ازدواج مردیه که تا سر حد مرگ اونو دوس داره.. می شکنه اما چاره ای جز سکوت نداره، سکوت و سکوت تا بلکه خدا دلش به رحم بیاد و چاره ای کنه یا..
دانلود رمان ریسک تا عشق از حدیث
خلاصه کتاب
با صدای گوشیم از خواب بیدار شدم . اروم بلند شدم و صداشو قطع کردم . باید میرفتم مدرسه ! سال اخر دبیرستان بودم ، ۱۸ سالم بود . فرم مدرسمو که شامل : دامن سورمه ای مو با لباس استین بلند سفیدم رو هم پوشیدم . و کرواتم رو مرتب کردم . موهامو شونه کردم یه وری زدم . یه سوییشرت سورمه ای هم تنم کردم ، اخه هوا کمی سرد شده بود ، ۱ ماه دیگه تا زمستون مونده بود . وسطای ابان ماه بودیم . کفش اسپورت سفیدم رو هم پوشیدم و کیف سفید و سورمه ایم رو ، روی شونم انداختم . مثل همیشه در اتاقم رو قفل کردم و کلیدشو توی کیفم گذاشتم .
دانلود رمان زیبای لعنتی از متینا مهماندوست
خلاصه کتاب
عمو باس چی جواب نمیدی نکنه خوش نداری یه کارتن خواب بهت بگه عمو ، به خودش اومد و گفت نه نه دخترم این چه حرفیه ما هممون بنده های خداییم راستی برای چی اینجا خوابیده بودی من -عمو فکر کنم گوشاتو نشون یه متخصص بدی بد نباشه با تعجب بهم نگاهی انداخت و گفت چرا ؟مگه گوشام چشه من – مگه نشنیدی گفتم کارتن خوابم ؟ رفتگر – آهان ببخشید خدا ببخشه ، عزت زیاد رفتگر – به سلامت دخترم مواظب خودت باش رفتم تو یه مغازه و با پولی که داشتم یه شیشه پاک کن خریدم و رفتم سمت اولین چراغ قرمزی که به چشمم خورد و شروع کردم به تمیز کردن شیشه های دودی مزدای مشکی که از تمیزی برق میزد اما خب چیکار کنم تمیزه که تمیزه منم باید کار کنم که خرجمو در بیارم هی خانوم تمیز نکن تازه از کارواش آوردمش من – این که لجن از سر وروش میباره راننده – بیا پولتو میدم تمیز نکن
ورود کاربران

لیست مترجمین
Translation - List
درباره سایت
دانلود کتاب رمان های جدید ایرانی و خارجی
آخرین نظرات
  • حدیثخیلی قشنگ بود موضوع خاصی داره ولی واقعا داستانش زیباست...
  • Pariiiسلام. از پارت ۲۰۱ رمان برزخ سرد میشه تا حدود ۱۰۰ پارت نیست. بعد از پارت ۳۰۱ دوبا...
  • adminسلام از بخش تماس با ما به آیدی نوشته شده پیام بدین...
  • samiehسلام من مبلغ رو پرداخت کردم و کسر شد ولی دانلود نمیشه؟!...
  • adminلطفا به آیدی نوشته شده در صفحه تماس با ما پیام بدید...
  • نصیریمن فایلو خریداری کردم ولی لینک مشکل داره...
  • ناشناسعالیییییی...
  • بهارخیلی رمان قشنگیه حیف که رمان دیگه ای از این نویسنده پیدا نکردم...
  • ناشناسخیلی مزخرف بود خانم یه ذره با حوصله ،یه ذره دقیق این چیه آخر نتونستم سنون بفهمم...
  • نگیناسم جلد دوم چیه؟...
ابر برچسب ها
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نایس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد! - پشتیبانی وبسایت گروه فریا
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.